يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
22
رياض الادويه ( فارسى )
عصارهها ، شيرههاى نباتى و صمغها باشد ؛ و يا اينكه حيوانى است ، مانند ذراريح ، اعضاى حيوانات و احشاى آنها و زهرهشان ؛ و يا معدنى است و آن نيز خود حجرى است ، مانند گل ارمنى ؛ و يا از چيزهايى است كه از زمين بجوشد ، مانند قير و نفت و امثال آن . ( دهخدا ، لغتنامه ، ذيل : « مفردات » ) اين كتاب در بيان مراتب كيفيات ادويه در يك مقدّمه و دو باب و خاتمهاى ترتيب يافته است : مقدمه در بيان تحميد و تقديم كتاب به همايون شاه و منظومهاى در مدح وى و مباحث كلى در خواص و امزجه و نظاير آن است . باب اوّل در ادويهء مفرده به ترتيب حروف تهجى ؛ و باب دوم در ادويهء مركّبه به ترتيب حروف تهجى ؛ و خاتمهء مختصرى در « امتحان جودت و ردائت ترياق و جز آن » . سال تأليف اين كتاب سنهء 946 ق . است . تعداد ادويهء مفرده در اين كتاب ، 787 مفرده است كه در باب اوّل بدان پرداخته شده است . تعداد ادويهء مركبه كه در باب دوم بدان پرداخته شده ، 257 مركبه اعم از معجونات و نطولات و مطبوخات و غيره مىباشد . البته در ترتيب اسامى داروها در هر بخش صرفا به حرف اوّل آن توجه شده و همچون فرهنگهاى واژگانى به ترتيب حروف دوم و سوم و غيرهء كلمات توجه نشده است و اين امر باعث چينش نامرتب و نافرهنگوارهاى آن شده است . يكى از امتيازات مهم اين كتاب ، پيش از هر چيز ، ضبط واژگان غير فارسى ( متداول عامّه ) در اسامى داروهاست كه از بسيارى جهات مهم و قابل توجه است . اغلب واژگان معادل داروهاى ذكرشده در اين كتاب ، به ترتيب بسامدى : هندى ، شيرازى ، عربى ، تركى ، يونانى و گاه بهندرت سريانى و عربى و نبطى است . او با صرافت تمام ، گاه معادلهاى گوناگون يك واژه را ياد مىكند و گاه ديده مىشود كه براى يك واژه دو و گاه سه معادل هندى مىآورد . اين امر به خاطر اقامت يوسفى در هند و آشنايى او با زبان هندى بسيار مهم است . گاه واژگان هندىيى را ضبط مىكند كه در منابع ديگر ديده نمىشود و اين امر اهميت جنبهء زبانشناسانهء اثر را چند برابر مىكند . نامهاى مترادف مواد دارويى نه تنها اهميت علمى محض ، بلكه اهميت زياد عملى نيز دارند ؛ زيرا در نوشتههاى پزشكى و ديگر علوم در اين دوره ، نام داروها به ديگر زبانها آنچنان فراوان بود كه اهميت واقعى آنها بر پزشك